/sajad%201%20(18).jpg)
فقط به خاطر تو
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه شود ترا که من هم برسم به آرزویی
پس در آشنایی امروز مینگرم
تا در فراموشی فردا یادم کنی
آه من دیوانه ام دیوانه ام
جز تو از خلق خدا بیگانه ام
دوستت دارم و تو خواهی مرا
باز می ترسم نمی دانم چرا
وای اگر روزی فراموشم کنی
باغم هجران هم آغوشم کنی
وای اگر نامم بمیرد برلبت
یا فرو نشیند آن سوز و تبت
آه میترسم شبی طوفان شود
ساحل امید من ویران شود
گر زدریا قطره ای هم کم شود
مرغ طوفان سینه اش پر غم شود
ای دلت دریای پاک و روشنم
مرغ بوتیمار این دریا منم
هيچ گاه چشمهايی را که عاشقانه میپرستم نديدم اما ميدانم چشمهايش به مهربانی دريا و به وسعت دشت شقايق است و اين برای من کافی است که بدانم عمق چشمانش به ژرفای اقيانوس است و مثل دشت آرام است. من رنگ چشمانش را برای چه ميخواهم بدانم وقتی نگاهش پر از عشق است وقتی در عميقترين نقطه چشمانش می شود دريا را پيدا کرد و در ساحل چشمانش به آرامش رسيد. رنگ چشمش مهم نيست وقتی در کنارش به آرامش خيال ميرسی و ميخواهی تمام دنيا در يک لحظه نگاه او تمام شود. هيچ چيز مهم نيست وقتی ايثار و عشق در نگاه او معنا پيدا کند. يک نگاه برايت تمام دنيا ميشود. باور ميکنی؟
***************************
شريك عشق تو شدن يعني همنفس شعر و ترانه شدن
يعني چون ابري تيره به دريا زدن وديوانه شدن
شريك عشق تو شدن يعني عاشقي به سان يك مجنون
يعني قطره باراني در دل كوير جاري شدن
شريك عشق تو شدن يعني ديوانه وار عاشق شدن
زدن به كوه و بيابان و سرمست لحظه اي ديدار تو شدن
شريك عشق تو شدن يعني چون ماهي به دريا رها شدن
به ديدن مهتاب شب رفتن و براي لحظه اي ستاره شدن
شريك عشق تو شدن يعني چون ابري بهاري در اسمان خروشان شدن
همسفر كبوترهاي عاشق و براي عمري مبتلا به عشق شدن
عشق من دوستت دارم
اندازه قلبم دوستت دارم

